حاج ملا هادي السبزواري

168

شرح مثنوى

( ( 3674 ) ) در دو صد من شهد يك اوقيّه خل * چون در افكندى و در وى گشت حل ن 565 3 - ك 196 16 خل : به خاء معجمه سركه و اوقيّه هفت مثقال و نيم است . ( ( 3677 ) ) اين قياس ناقصان بر كار رب * جوشش عشقست نه از ترك ادب ن 565 6 - ك 196 18 اين قياس ناقصان : يعنى اين تمثيلات مقرّبند از وجهى مبعّدند از وجوهى . ( ( 3687 ) ) مدت ده سال سر گردان بگشت * گه خراسان گه قهستان گاه رشت ن - ك 196 25 قهستان : معرب كهستان نام ولايتى است در قم چنان كه خاقانى گويد : اگر چه به درياى گنجه كمم ولى از قهستان شهر قمم ( ( 3689 ) ) گفت تاب فرقتم زين پس نماند * صبر كى داند خلاعت را نشاند ن 565 20 - ك 196 26 خلاعت : كنده شدن از عشق . ( ( 3691 ) ) باد جان افزا و خم گردد و با * آتشى خاكسترى گردد هبا ن 565 22 - ك 196 27 و خم : ثقيل و ناگوارا و از اينجاست تخمه . ( ( 3692 ) ) باغ چون جنت شود دار المرض * زرد و ريزان برگ او اندر حوض ن 566 1 - ك 196 28 حوض : فساد در بدن و در عقل و مريض و مشرف بر هلاكت . ( ( 3700 ) ) همچو مريم گوى پيش از فوت ملك * نقش را كالعوذُ بالرحمن مِنك ن 566 11 - ك 196 32 ملك : آن چيزى كه مالكى آن را و اگر لزوم ما لا يلزم را ملاحظه نكنيم و به ضم ميم بخوانيم كه پادشاهيست يا به فتح ميم كه پادشاه است بد نيست بلكه فتح كه مخفف ملئك كه اصل ملك است انسب به نفس شيطانست يعنى پيش از فوت پادشاه عقل يا فرشته سيرت عقل بگو به نفس شيطان سيرت كه پناه به خدا از تو و عوذ مصدر اعوذ است كه مريم ( ع ) گفت : « أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ » 19 : 18 . ( 1 )

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء مريم آيهء 18 . .